آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

آخ جون بُغساله

1393/2/17 2:20
نویسنده : مامانی
257 بازدید
اشتراک گذاری

بنام آفریننده همه موجودات هستی

 

بابا مهدی چند وقتی بود که بهت قول داده بود تا ببرتت بزغاله ها رو ببینی.

بالاخره موفق شدیم و به دیدن بزغاله های کوچولوی شیطون و ناز رفتیم.. بابایی می گفت میخواد یدونه بزغاله کوچولو واست بخره. من اولش فکر کردم همیجوری میگه که تو ذوق کنی ولی بعد دیدم انگار داره به خانومی که گوسفند و بزغاله و اینا داشت سفارش میده.

گفتم تورو خدا بی خیال گناه دارن هنوز شیر میخورن بعدشم اصلا من کجا نگهش دارم. همین مونده که یه بزغاله بیاریم تو خونه ... خطا

خلاصه فعلا بی خیال شده حالا تا بعد خدا چی بخواد.

ولی خداییش چقدر با نمک و بازیگوش بودن ...

 

تازه اونجاخروس و اردک و ببعی هم بود که دیگه افتخار ندادن با ما عکس بگیرن.زبان

 

پسندها (2)

نظرات (2)

نجمه
17 اردیبهشت 93 8:13
زن وقتی تو ظاهر زندگی انقدر نمود داره ببین چه کارها که نمی کنه. عکسای مهدی رو که دیدم و دارم با وقتایی که تو میای سرکار مقایسه می کنم می بینم چقدر بشاش تر و سرحال تر به نظر میاد آتنا رو که دیگه نگو. بمون کنار خونوادتو حسابی زندگی کن و هوای خودتو اونارو داشته باش. بزغاله و بسغاله هم ولش کن هر موقع خوونه ویلایی خریدید از این حیوونا هم بیارید ***دقیقا حرفت درسته نجمه جان. من هم استرس هامو توی همون محل کارم خاک کردم و دارم سعی میکنم بیاد نیارمشون. ازت ممنونم که همیشه بهم دلگرمی میدی و راهنماییم میکنی. امیدوارم بتونم برات جبران کنم.***
فاطمه
22 اردیبهشت 93 11:04
چه نازن این بزغاله ها واسه منم می خلی؟؟؟ حسابی دارین خوش گذرونی می کنینا جای ما خالیییییییییییی ایشالا همیشه خوش باشید و لبتون بخنده ***میخرم برااااااات***